سفارش تبلیغ
صبا ویژن

حدیث قند یک خردادی!

ایام امتحانات به روایت تصویر!



[ چهارشنبه 90/10/21 ] [ 12:3 صبح ] [ "مهربان" ]

نظر

کودک د ر و ن

یا رازق الطفل الصغیر

بساطی داریم با این کودک درون.........اصلا آروم و قرار نداره این بچه! آخه دختر بزرگ شدی.... به سلامتی 21 سالته!

کودکه درونمه که باعث میشه توی کتابخونم علاوه بر "صد سال تنهایی" و " بر باد رفته" و " زن زیادی" و کتاب های زیادی از این قبیل...سری کامل کتاب" فسقلی ها" و "لالایی های مامان زری" و سری کامل کتابهای " جادوگرها" و غیره و ذلک هم پیدا بشه!

کتاب فسقلی ها رو اینقدر دوست دارم که تا حالا n بار با دقت خوندمش و خداییش لذت بردم.....اگه بخوام توجیهی واسه ی خوندن این کتابا پیدا کنم باید بگم که حاوی نکات ظریف تربیتی می باشند!

ولی نه! چیزی که من رو به سمت این کتاب ها سوق میده همون کودک درونمه که 5 سالشه!

حالا کاشکی فقط به کتاب محدود میشد! چه عروسک ها توی اتاقمه که تازه واسشون لباسم می خرم....چه شامپوها و صابون های بچه ایی که بوی نارگیلشون مدهوش کننده ست...و بذارید حساب کنم که چند تا رفیق زیر 5 سال دارم! تازه کلی هم تمایل به بازی با بچه ها دارم.... یه دوست 4 ساله ی کوچولو دارم که اسمش حسینه و با مامانش گاهی میان مسجد....یه روز اتفاقی یه ژله توی کیفم بود و بهش دادم...... اینقدر کیف کرد که تصمیم گرفتم همیشه ژله یا آبنبات توی کیفم داشته باشم و به رفقای کوچولوم بدم! آخییییییییی

خدای مهربون وجود من رو هزار بعدی ساخته....اونچه که بالا نوشتم یک بخش از ابعاد وجودمه....از طرفی در کنار همه ی این کودک درون بازی ها و.... گاهی چنان درگیر "بزرگی" و " دنیای آدم بزرگا" میشم که کودک درونم خاموش میشه و می خوابه........ گاهی مدت ها خبری از شیطنت ها و بچگی نیست و روزمرگی " بزرگی" درگیرم می کنه.....جالب اینجاست " مهربان" 5 ساله از مهربان"21 ساله به هیچ وجه تاثیر نمی پذیره و بالعکس.....

چرا این موضوع رو مطرح کردم و در مورد کودک درونم صحبت کردم؟ انسان ها در هر برحه از زمان گاهی برای فرار از واقعیت های موجود و اونچه پیرامونشون اتفاق می افته خودشون رو در پناه چیزی دیگه حس می کنن....مثلا اگر من دنیای آدم بزرگا رو تاریک می بینم...با این همه نابسامانی و حقه بازی و دروغ و هزاران ناهنجاری دیگه به چیزی پناه می برم که روشنه و پاک....به چیزی که هنوز نمایانگر فطرت پاک الهیه و هنوز دستخوش آلودگی و زنگارهای " بزرگی" نشده....به "کودکی"... دنیایی که خنده ی از ته دل...ببخشش بی منت و صداقت و هزاران مفهوم زیبای دیگه معنی دارن. دنیایی شاد و با طراوت که جاری و شیرینه....پر از ترس و شیفتگیه.... دنیای زیبایی که قهر و دعواهاش موقتیه......

هییییییییی! بگذریم.. بحثش خیلی مفصله.


بی ربط: امتحانا 2 روز دیگه شروع میشه و من از الان در آرزوی پایانشونم!

 

 



[ شنبه 90/10/17 ] [ 1:22 صبح ] [ "مهربان" ]

نظر

پسرم یا دخترم؟

یا حنان

سلام

اخیرا خیلی به این موضوع فکر می کنم! اصلا انگار شده یه دغدغه واسم!

 

خیلی دلم می خواد بدونم در آینده صاحب یه پسر کاکل زری تپل میشم یا یه دختر گیس گلابتون لپ گلی!

 

با خودم فکر می کنم چقدر انتخاب یه اسم شایسته سخته واسه بچه!

 

................ولی چند روزیه از اسم " حنان" خیلی زیاد خوشم اومده!

شک ندارم اگه پسر بود میشه: "حنان!

اگرم دختر بود: نمی دونم!بلبلبلو



[ دوشنبه 90/10/12 ] [ 11:26 صبح ] [ "مهربان" ]

نظر

<< مطالب جدیدتر :: مطالب قدیمی‌تر >>

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه