حدیث قند یک خردادی!

جوشونده جات!

اصلش به این اعتقاد ندارم که توی یه دفترچه یادداشت شخصی روزانه یا وبلاگی که حول محور کدبانو گری نمی چرخه ؛ یا هر جا که آدم عقاید و افکار و اعترافات و اعتراضاتش رو ثبت می کنه حرفی از طبخ شیرینی و غذا و یا بدتر از اون جوشونده های مادربزرگانه! باشه.. ولی، ولی در اثر فلج فکری! و عدم تمرکز روی سوژه های مورد نظر برای نگارش و در اثر انباشتگی شدید ذهنی و نیاز مبرم و علی حده به آرامش و لحظه ای تمرکز آدم گاهی دست به دامان چیزایی میشه که... جالبه، امتحانش ضرر نداره! یک نوشیدنی اختراع کردم که کاملا من درآوردیه ( من+در+آوردی)...چند شب پیش در حال تفکر و قدم زدن بودم..دلم می خواست حرف بزنم ولی اساسا دوست نداشتم درگیری های ذهنم رو به بقیه هم منتقل کنم. در نتیجه راهم رو کج کردم به مطبخ! و مثل یک مادر بزرگ مهربان و فداکار! دست به کار شدم و جوشانده ای ساختم بس مطبوع که جمله ی موجودات را از خزندگان و پرندگان تا جن و انس و حور و غلمان! آسوده خاطر و آرام و مجموع گرداند...!!!

به لیمو+ هل کوبیده شده+ زعفران+ گلبرگ خشک شده ی گل محمدی+ یه قوری چینی پر از آب...شعله رو روشن کردم و قوری رو به انضمام مایحتوی روی اون گذاشتم، پس شد آنچه شد!

علیکم بالتماشا.گل تقدیم شما



[ چهارشنبه 92/2/25 ] [ 1:42 عصر ] [ "مهربان" ]

نظر

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه